![]() |
![]() |
|
| به دیدارم بیا هر شب دلم تنگ است |
|
امید که هرگز به دل خوش ننشیند آنکس که ترا گفت که با من ننشینی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:4 توسط محزون |
|
|
امیدوارم تمامی شمایی که دارین اینو میخونین در همین سال به همه آرزوهاتون برسین و دعا کنین که منم تنها آرزوم برآورده بشه.سال نو همگی مبارک
عيـد آمد و ما خانه خود را نتكانديم گـردي نــسـترديم و غباري نـــفشانديم ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز از بيـــــدلي او را ز در خانــه برانديم
هر جا گذري غلغله شادي و شـورست ما آتـــــش انــــدوه به آبي ننشانديم آفاق پر از پيك و پيام است، ولــي ما پيكي ندوانديم و پـــــيامي نرسانديم احباب كهن را نه يكـــي نامه بداديم و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر سالي ســـپري گشت و تو را ما نپرانديم صد قافله رفتند و به مقصــود رسيدند ما ايــــن خرك لنگ ز جويي نجهانديم مانندهي افسونزدگان، ره به حــقيقت بستيم و جــز افسانهي بيهوده نخوانديم از نُه خم گــــردون بـگذشتند حريفان مسكين من و دل در خم اين زاويه مانديم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 3:23 توسط محزون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیگه خیلی دیر شده
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1390 مهر 1388 |
| پیوندها |
|
داستانهای واقعی |
|
RSS
|